.

سلام

برای مدت زیادی نبودم, اما در تمام این مدت دلتنگ نوشتن بودم!

چند خبر!

1. مطالبی که از این پس در وبلاگ قرار خواهند گرفت, مثل مطالب قبلی پیامک وار نخواهد بود.
2. اکثر مطالب افکار شخص بنده در مورد موضوع های مختلف جامعه و شخصی خواهد بود.
3. نظرات شما همراهان همیشگی طی یک الی سه روز جواب داده خواهد شد! 
5. مطالب و نوشته های خودتون ایمیل بزنید یا از طریق راه های ارتباطی به دستم برسونید. 

 

قابل توجه وبلاگ نویسان:

از تبادل لینک هوشمند استفاده کنید! برای درخواست هرگونه همکاری دیگر, لطفا فقط و فقط ایمیل بزنید. 

 

 

با تشکر !



نویسنده : ابوذر افضلي تاریخ : شنبه 8 اسفند 1398برچسب:شروع دوباره, وبلاگ نویسی, خودکشی,
بیست تمپ

دوستان برای اطلاع از مطالب جدید و آدرس جدید بلاگ پیچ خودکشی را در فیس بوک لایک کنند.

 آپدیت های جدید در فیس بوک,

نظر هم بده.
 -------------------------------------------------------------------------------------

برای رفتن به فروم "خودکشی مردگان" کلیک کنید.
  ------------------------------------------------------------------------------------

توجه : اگر دوست داشتید که برای وبلاگ پست بنویسید... 

1. به http://suicide.loxblog.com/vorod   بروید.. 

 User name = wizard@suicide و password = suicide   می باشد.

 

 

و کسانی که می خواهند از شرایط بیشتری مانند ویرایش مطالب و غیره برخوردار شوند باید در بلاگ ثبت نام کنند...

همچنین برای آگاهی از مطالب جدید در خبر نامه عضو شوید..

 

از مطالب با ذکر منبع کپی برداری آزاد هست .. در غیر اینصورت ممنوع..

 




نویسنده : ابوذر افضلي تاریخ : چهار شنبه 30 فروردين 1398برچسب:خودکشی , مرگ , خودکشی در فیسبوک , مرگ, دلنوشته,روش خودکشی,
بیست تمپ

سلام, این خبر مال چند وقت پیش هاست ولی گفتم خوندنش خالی از لطف نیست,

 

به ادامه مطلب برید




نویسنده : ابوذر افضلي تاریخ : جمعه 6 ارديبهشت 1392برچسب:خودکشی , مرگ , خودکشی در فیسبوک , خبر, خبر خودکشی دختر جوان, خودکشی دختر, , [ادامه مطلب]
بیست تمپ

‫شلیک میشوم از هر چه‌ زندگیست
از قلب خسته‌ ای که‌ مرا تیر میکشد
در کوچه‌ ها به‌ خودم بر نمیخورم
از خط منحنی که‌ خدا پر نمیکشد

ماردین امینی

----------------------------------------------

‫چرخ پنکه به دُور پوچی خود
قطع و وصلی به نور مهتابی
مغز تو زیر توده های مگس
قلب من توی مایعی آبی
دارم از درد «بود» می میرم
داری از فرط مرگ می خوابی

مهدی موسوی



نویسنده : ابوذر افضلي تاریخ : چهار شنبه 4 ارديبهشت 1392برچسب:خودکشی , مرگ , خودکشی در فیسبوک , مرگ, دلنوشته,روش خودکشی, سید مهدی موسوی,ماردین امینی, شعر, ,
بیست تمپ
  • از مرگ نترسید.
    از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد..

    ترس از مردن

     


نویسنده : ابوذر افضلي تاریخ : شنبه 21 فروردين 1392برچسب:ترس از مرگ,مردن,حکیمانه,,
بیست تمپ

حرفی دیگر نیست
ما مرده ایم
و سکوت رمز این استعاره ی ناچیز است
حرفی دیگر نیست
جز اینکه بر خیزیم
به هوا بنگریم
و دوباره بمیریم



نویسنده : ابوذر افضلي تاریخ : جمعه 18 فروردين 1392برچسب:خودکشی , مرگ , خودکشی در فیسبوک , مرگ, دلنوشته,روش خودکشی,
بیست تمپ

 کـــــــــاش گــــــاهــــــی زنــــــــــــــــــدگـــ ی

[◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►]

داشت….



نویسنده : ابوذر افضلي تاریخ : سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:خودکشی , مرگ , خودکشی در فیسبوک , مرگ, دلنوشته,روش خودکشی,
بیست تمپ

 آنچه را ما به ‌نام مرگ می‌خوانیم یک زندگی است که هنوز نتوانسته‌ایم چگونگی آن را بفهمیم.

موریس مترلینگ

                                     
  

 



نویسنده : ابوذر افضلي تاریخ : سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:,
بیست تمپ

 دیدی آخر مرا لمس کردی.!!

ولی چه حیف...

سنگ قبر من احساس ندارد..

سنگ قبر



نویسنده : ابوذر افضلي تاریخ : شنبه 19 ارديبهشت 1391برچسب:سنگ قبر,,
بیست تمپ

مرد طبق معمول تمام شبهای جمعه، از کنار درخت کاج خاک گرفته شروع کرد، دکل برق مثل همیشه روبرویش بود، اول چهار ردیف رفت جلو، بعد چهل و دو سنگ شمرد و رفت به سمت امام زاده، کنار سنگ رنگ و رو رفته ی همیشگی نشست، باد و باران نیمی از اسم را خورده بود و از فامیل فقط یک حرف باقی گذاشته بود، دست روی حروف کشید و خاند: «...دا س....»دو تقه به سنگ زد و گفت: «سلام آیدا جانم» بعد شروع کرد به خاندن فاتحه، آرام و شمرده، همیشه موقع فاتحه خاندن یاد دایی جوان مرگش می افتاد که می گفت: «خاندن فاتحه اندازه ی شمردن از یک تا سی و سه طول می کشد، خودم حساب کرده ام، همیشه جای فاتحه خاندن عدد می شمارم!» خنده اش گرفت ولی جلوی خودش را نگه داشت و ادامه داد، «کفون احد» آخر را که گفت دو تقه ی دیگر زد روی سنگ و بلند شد.چشمهایش را از نمی که با آب دهان بر آنها دوانده بود پاک کرد، چشمک ریزی رو به سنگ قبر پراند و راه افتاد، چهل و دو سنگ شمرد و از امام زاده دور شد، ایستاد، نیم چرخی زد و چهار ردیف هم رفت جلو، کنار کاج که رسید برق شادی دوید توی چشمهایش، نفس راحتی کشید و آرام رفت توی قبر خودش، شوقی لبهایش

را می لرزاند، دراز کشید، چشمهایش را آرام بست و... دوباره مرد.حالا نوبت زنش بود.. 

مرگ و خودکشی

 



نویسنده : ابوذر افضلي تاریخ : سه شنبه 29 فروردين 1391برچسب:داستان های عاشقانه غمگین, داستانک , مرگ,
بیست تمپ
درباره سایت
تصویر وبلاگ

من سنگینی میکند بر جسم خسته ام ... میتونید عضو بلاگ "خودکشی" شوید...
آرشیو سایت
پیوندهای روزانه
امکانات

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 6
بازدید دیروز : 21
بازدید هفته : 368
بازدید ماه : 492
بازدید کل : 59924
تعداد مطالب : 33
تعداد نظرات : 68
تعداد آنلاین : 1

20Temp | بیستــ تمپابزار فتوشاپتصاویر وکتوردانلود نرم افزار گرافیکآموزش فتوشاپکاغذ دیواریپوسته و قالبقالب بلاگفا قالب پرشین بلاگقالب میهن بلاگکد و اسکریپت
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید